حمل دار

لغت نامه دهخدا

حمل دار. [ ح َ ] ( نف مرکب ) ج، حمل داران:
حمل داران درآمدند بکار
حمل بر حمل ساختند نثار.نظامی.|| در تداول، حمل دار و حمله دار؛ رئیس کاروان خاصه کاروان حج که گروهی را به حج برد و به راهنمایی او حاجیان مناسک و اعمال حج و عمره انجام دهند.

جمله سازی با حمل دار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حمل داری پاک گوهر ز آن ره ای زلف سیاه تیره وتاریک همچون ابر نیسان بینمت

بلاسیدن یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز