باد در مغز نشستن
مترادفها
بیمغز بودن، گیج بودن
لغت نامه دهخدا
باد در مغز نشستن. [ دَرْ م َ ن ِ ش َ ت َ ] ( مص مرکب ) باد در دماغ نشستن. غرور و تکبر در سر پدید آمدن. عظمت و بزرگی در آن پدید آمدن و این استعاره است:
باد سحر ز پاس تو در مغز خفتگان
چون می بدستیاری خواب گران نشست.علی خراسانی.
جمله سازی با باد در مغز نشستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صیت جود تو اگر باد در آفاق برد همه تنگوش شود صخره بدان صمّایی