باد در مغز نشستن
مترادفها
بیمغز بودن، گیج بودن
لغت نامه دهخدا
باد در مغز نشستن. [ دَرْ م َ ن ِ ش َ ت َ ] ( مص مرکب ) باد در دماغ نشستن. غرور و تکبر در سر پدید آمدن. عظمت و بزرگی در آن پدید آمدن و این استعاره است:
باد سحر ز پاس تو در مغز خفتگان
چون می بدستیاری خواب گران نشست.علی خراسانی.
جمله سازی با باد در مغز نشستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 صیت جود تو اگر باد در آفاق برد همه تنگوش شود صخره بدان صمّایی
💡 او همیشه با رفتارهای عجیب و بیملاحظه خود نشان میدهد که انگار باد در مغز نشستن باعث شده تا واقعیت را درک نکند.
💡 برخی افراد به جای فکر کردن به عواقب اعمالشان، کاری میکنند که همه فکر کنند باد در مغز نشستن باعث تصمیمات اشتباهشان شده است.
💡 نباید اجازه دهیم باد در مغز نشستن باعث شود که در لحظات حساس زندگی، منطق و عقل خود را کاملاً از دست بدهیم.