باد درکلاه داشتن. [ دَرْ ک ُ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از مغرور و متکبر بودن. ( غیاث ) ( مجموعه مترادفات ص 256 ). رجوع به باد در زیر دامن داشتن و باد در سر کردن و باد در سر داشتن و باد در سر افکندن و باد در کلاه افکندن و باد سنجیدن و باد در سر شدن و باد شود.
جمله سازی با باد در کلاه داش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از قد سر و روی مهم کرده بی نیاز قد چو سرو و روی چو ماه کلاه دوز
💡 نه لایق است به من مدح او که در خور نیست کلاه گوشه نرگس به چشم نابیناش
💡 خوش آنکه سرخوشت از دور دیدم و گفتم اگر غلط نکنم سرو کج کلاه من است
💡 قله شاهنشین۳۴۵۰متر، قله سرخ کوه (سرخ بلاغ) ۳۴۰۱ متر و قله کلاهقاضی ۳۵۰۰ متر.
💡 گر کلاه عمر بر باید قضا از سر چه باک با فلک چون دست همت در کمر خواهیم کرد
💡 بی کلاه و کفش می رقصند مستان در چمن تو نمی خواهی که گل بر سر ز مغروری زنی