باد در سر شدن
مترادفها
به ذهن رسیدن، به فکر آمدن
لغت نامه دهخدا
باد در سر شدن. [ دَرْ س َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب )باد چیزی در سر کسی شدن؛ کنایه از مغرور و متکبر شدن: و یوسف را بدان بهانه فرستادند و گفتند باد سالاری در سر وی شده است. ( تاریخ بیهقی ). رجوع به باد در سر داشتن و باد در سر افکندن و باد سنجیدن و باد در کلاه داشتن و باد در کلاه افکندن و باد در کلاه بودن و باد در زیر دامن داشتن و باد در سر بودن و باد شود.
جمله سازی با باد در سر شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز غم جاودان باد در خواب خصمت تو از بخت بیدار اندی که شادی