سر در کلاه کسی

لغت نامه دهخدا

سر در کلاه کسی نهادن. [ س َ دَ ک ُ هَِ ک َ ن ِ /ن َ دَ ] ( مص مرکب ) تابع و منقاد او بودن. ( غیاث ).

جمله سازی با سر در کلاه کسی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از جور غم هجر تو دست همه بر سر در خاک سر کوی تو پای همه در گِل

💡 عشق را سر در خط فرمان حسن است و بود جمله موجودات را سر در خط فرمان عشق

💡 مردم دریا نیندیشد ز طوفان زان سبب مردم چشمم فرو بر دست دایم سر در آب

💡 سیل غمش در رسید، آب ز سر در گذشت صبر و خرد حمله کرد، رخت به صحرا نهاد

💡 این اشک گرم رو را سر در جهان نهیم وین آه سرد دم را سر بر قمر کشیم

💡 در اینجا خرقهٔ عاشق عیان است ولی این سر در اینجا گه عیانست

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز