لغت نامه دهخدا
اعط. [ اَ ع َطط ] ( ع ص ) مرد دراز. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). طویل. ( از اقرب الموارد ).
اعط. [ اَ ع َطط ] ( ع ص ) مرد دراز. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). طویل. ( از اقرب الموارد ).
مرد دراز. طویل
💡 مفسر بزرگ ما، مرحوم طبرسى در مجمع البيان مطلب جالبىنقل مى كند كه هارون الرشيد طبيبى مسيحى داشت كه مهارت او در طب معروف بود، روزى اينطبيب به يكى از دانشمندان اسلامى گفت: من در كتاب آسمانى شما چيزى از طب نمى يابم،در حالى كه دانش مفيد بر دو گونه است: علم اديان و علم ابدان، او در پاسخش چنين گفت: خداوند همه دستورات طبى را در نصف آيه از كتاب خويش آورده است كلوا و اشربوا و لاتسرفوا: بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد و پيامبر ما نيز طب را در اين دستور خويش خلاصه كرده است المعدة بيت الادواء و الحمية رأ سكل دواء و اعط كل بدن ما عودته: معده خانه همه بيماريها است، و امساك سرآمد همه داروهااست و آنچه بدنت را