دیر سوز
مترادفها
دیرسوز
متضادها
زود سوز
لغت نامه دهخدا
دیرسوز. ( نف مرکب ) مقابل زودسوز. که زود به آتش تباه نشود. آنکه آتش آن مدتی مدید ماند: هیزم طاغ دیرسوز است. چوب بیددیر سوز است. چوب سنجد دیرسوز است. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
مقابل زود سوز. که زود به آتش تباه نشود.
جمله سازی با دیر سوز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 یکی از بهترین پوششها برای سایبان خودرو ورقهای یو پی وی سی میباشند که دارای مزایای زیادی از جمله: سبک بودن، غیرقابل اشتعال، دیر سوز بودن، سازگاری با محیط زیست و قابل برگشت به چرخه طبیعت، انعطافپذیر، قابل شستشو، عایق حرارت، عایق صوت و… برخوردار میباشد.
💡 برخی از متریالهای ساختمانی به دلیل ویژگی دیر سوز بودن، در پروژههای حساس که ایمنی آتشسوزی اهمیت حیاتی دارد، مورد استفاده قرار میگیرند.
💡 انتخاب مواد دیر سوز برای عایقبندی دیوارها میتواند از گسترش سریع شعلههای آتش در صورت وقوع حادثه جلوگیری کرده و جان ساکنان را نجات دهد.
💡 در صنعت تولید تجهیزات ایمنی، تولید محصولات دیر سوز با استانداردهای جهانی یکی از اصلیترین اهداف تولیدکنندگان مواد شیمیایی و پلیمری است.