روشم

لغت نامه دهخدا

روشم. [ رَ ش َ ] ( اِ ) جوالیقی در المعرب آرد: روسم فارسی معرب است و روشم با شین معجمه نیز گویند و آن مهر چوبینی است که بدان مهر کنند. ( المعرب جوالیقی ). مهر چوبین که بدان سر خم و جزآن مهر کنند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). تمغا. روسم. و آن مهری است از چوب برکنده که آنرا راشوم نیز گویند. ( از یادداشت مؤلف ). رجوع به روسم و راشوم شود.
روشم. [ رَ ش َ] ( اِخ ) المصری. مردی بوده به مصر قبل از اسلام، که در علم کیمیا و اصول و تفصیل و اقامه دلایل بر صحت وجود آن مهارت داشته است و او را در این رشته کتابهای گرانبهای مشهوری است. ( از تاریخ الحکمای القفطی ).

جمله سازی با روشم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روشمی چاکراوارتی (تلگویی: రుష్మి చక్రవర్తి؛ زادهٔ ۹ اکتبر ۱۹۷۷) یک تنیس‌باز اهل هند است.

💡 گفتم چو توهرگز نبود جلوه طاووس گفتا روشم هم نه ز کبک دری آید

💡 نیست در عشق فضولی روشم بر یک حال هر زمان فکری و هر لحظه خیالی دارم

گس یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز