لغت نامه دهخدا
بیشه بان. [ش َ / ش ِ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) بیشه وان. ( یادداشت مؤلف ). غَیّاض. ( مهذب الاسماء ). رجوع به بیشه وان شود.
بیشه بان. [ش َ / ش ِ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) بیشه وان. ( یادداشت مؤلف ). غَیّاض. ( مهذب الاسماء ). رجوع به بیشه وان شود.
غیاض ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همان دیده بان ساخت بر کوهسار دو دیده سوی بیشه و رودبار
💡 از روستا خارج میشود.مهمترین استفاده از این رودخانه آبیاری بیشه درخت زارها و گیاهان علوفهای مانند یونجه و شبدر میباشد و دلیل اصلی عدم استفاده همه جانبه از آن آلودگی این رود میباشد که تمامی آب و فاضلاب شهری نوراباد را در هود جای داده است هرچند که در سالهای اخیر با ایجا منبع بزرگ ذخیره آب روستای خاتون بان به هصورت قطرهای زمینهای زیادی را به زیر کشت کلزای دانهای و... رفته است.