چله دار
کلمهی «چله دار» در منابع لغوی کهن به معنای کمانگر یا سازندهی کمان بهکار رفته است؛ یعنی کسی که در ساخت کمان مهارت دارد و بهویژه کار چلهبستن آن را انجام میدهد. «چلّه» در این معنا به ریسمان یا زهِ کمان گفته میشود و «چله دار» کسی است که با دقت و مهارت زهِ کمان را آماده کرده و بر آن مینشاند. این واژه در گذشته میان تیراندازان، شکارگران و سازندگان ابزار جنگی رواج داشته است. هممعنیهای تقریبی آن عبارتاند از: کمانگر، کمانساز و زهبند.
معنای دوم این واژه در زبان گفتار و فرهنگ عامه، شخصی است که مراسم «چله» را در چهلم درگذشت فردی برگزار و مدیریت میکند. در این کاربرد، «چله دار» کسی است که مسئولیت تدارک، پذیرایی و ساماندهی آیینهای سوگواری در روز چهلم را بر عهده دارد. این نقش در برخی سنتهای محلی و آیینهای عزاداری در نقاط مختلف ایران اهمیتی ویژه داشته است. از واژههای نزدیک به این معنا میتوان به برگزارکنندهی چله، مسئول مراسم چهلم و عهدهدار آیین سوگواری اشاره کرد.
لغت نامه دهخدا
چله دار. [ چ ِل ْ ل َ/ ل ِ ] ( نف مرکب ) کمانگر. ( آنندراج ). سازنده کمان.کمان ساز. متخصص ساختن و چله بستن کمان:
کشیده کمان را چو از روی کار
طلبکار تیرش شده چله دار.طغرا ( از آنندراج ).|| در تداول عامه، کسی است که در روز چهلم مرگ عزیزی عزاداری کندو مراسم چله را برگزار سازد. آنکه چله داری کند. و رجوع به چله و چله داری و چله داری کردن شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) کسی که در روز چهلم مرگ عزیزی عزاداری برپا کند آنکه مراسم چله را برگزار کند.
جمله سازی با چله دار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در متون کهن عرفانی، چلهدار کسی است که با انجام ریاضتهای سخت و دوری از لذتهای دنیوی، سعی در رسیدن به مراحل بالاتر معنوی و شهود دارد.
💡 داستانهای قدیمی درباره چلهدارانی حکایت میکنند که روزهای چهل روزه خود را در تنهایی مطلق و سکوت سپری میکردند تا با خود و خالق همنوا شوند.
💡 برخی از پیران طریقت، چلهدار شدن را تنها یک تمرین بدنی نمیدانستند، بلکه آن را مسیری دشوار برای پاکسازی روح و تزکیه نفس از تعلقات مادی میدیدند.