زر اندودن
مترادفها
زرکوب کردن، طلاکاری کردن
لغت نامه دهخدا
زر اندودن. [ زَ اَ دو دَ ] ( مص مرکب ) زرنگار کردن و ملمع کردن. ( ناظم الاطباء ). زراندود کردن:
نگهبان این مارپیکر درفش
زراندود برپرنیان بنفش.نظامی.من که مسم را به زراندوده اند
می کنم آنها که نفرموده اند.نظامی.رجوع به زراندود، زراندود کردن و زراندوده شود. || زراندوختن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
زر نگار کردن و ملمع کردن زر اندوختن
جمله سازی با زر اندودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زمین نیارد ازین بیشتر نهفتن گل بلی به گل نتوان آفتاب اندودن
💡 باخت از بس که زلیخا به تماشای تو رنگ از حیا بر در زندان به گل اندودن رفت
💡 براساس لغت نامه دهخدا به استناد ناظمالاطبا معنی «وحن» را گل اندودن و گل اندود کردن گزارش داده است. براساس فرهنگ فارسی هوشیار، وحن به معنای سنگلاخ نیز هست. در میان واژگان هم خانواده، واژه «وحنه» در فرهنگ فارسی هوشیار به معنای گل ليز و براساس لغت نامه دهخدا به معنای گل چسبنده و نیک لغزاننده است.
💡 پاکی دامن کجا و تهمت آلودگی آفتاب اندودن ای دشمن به مشت گل چرا
💡 هنگام تولید، هیدروژن را میتوان از طریق فرایندهایی مثل اندودن فسفات، اسیدشویی، آبکاری الکتریکی، ریختهگری، کربن سازی، تمیز کردن سطح، ماشینکاری الکتروشیمیایی، جوشکاری و عملیاتهای حرارتی در قطعات نفوذ داد.