لغت نامه دهخدا
اعاده دادن. [ اِ دَ / دِ دَ ] ( مص مرکب ) دوباره به جای خود برگردانیدن. ( ناظم الاطباء ). معاودت دادن. عود دادن. عودت دادن. اعاده کردن. و رجوع به اعاده و اعادت و اعاده کردن و اعاده شدن شود.
اعاده دادن. [ اِ دَ / دِ دَ ] ( مص مرکب ) دوباره به جای خود برگردانیدن. ( ناظم الاطباء ). معاودت دادن. عود دادن. عودت دادن. اعاده کردن. و رجوع به اعاده و اعادت و اعاده کردن و اعاده شدن شود.
دوباره بجای خود برگردانیدن. معاودت دادن. عود دادن. عودت دادن. اعاده کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از بزرگان سلف، سخنان فراوانى به نظم و نثر، جلب نظر مى كند كه آنها را در مقامنكوهش مماطله در رد و اعاده كتب عاريتى اظهار داشته اند. و نيز همان بزرگان يادآور شدهاند كه افراد زيادى به خاطر حبس كتاب و سهل انگارى در حفظ و صيانت آن و عدم اعاده بهصاحبانش و يا مماطله در اعاده آن، از عاريه دادن كتب به ديگران امتناع ورزيدند.
💡 جینسنگ را به عنوان یک عامل پیشگیریکننده و نیز اعادهکننده و کارا به منظور افزایش ظرفیت جسمانی و ذهنی و روانی تأیید کرده و نقش به سزای آن را به منظور کمک در بهبود عوارضی چون ضعف، ناتوانی، از دست دادن تمرکز در طول دوره نقاهت مورد توجه قرار دادهاست تاکنون حدود ۳۰ نوع مختلف آن از ریشه این گیاهان تخلیص شده و مورد بررسی قرار گرفتهاست.