ارسی نس

لغت نامه دهخدا

ارسی نس. [ اُ ن ِ ] ( اِخ ) طبق روایت کنت کورث. و ارکسی نس بروایت آریان. فرمانده سپاهیان ایران در زمان داریوش سوم و او نژاد خود را به کوروش بزرگ میرسانید و از اعقاب هفت تن پارسی بود و در جنگ با اسکندر بر دو سردار موسوم به آری ُبَرزن و اُرُبات ریاست داشت. ( ایران باستان ص 1380 ).

فرهنگ فارسی

فرمانده سپاهیان ایران در زمان داریوش سوم

جمله سازی با ارسی نس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مجمع روح توی جان به تو خواهد آمد تو چو بحری همه سیل‌اند و فرات و ارسی

💡 غرقه در بحر غم عشقم و در خون جگر می رود بی رخت از چشمه چشمم ارسی

💡 هنر معرق و منبت و کاربندی همراه با پنجره هائی مشبک و گره چینی شده و ارسی‌ها با شیشه‌های ریز و درشت رنگارنگ

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز