بستان پیرا

لغت نامه دهخدا

بستان پیرا. [ ب ُ ] ( نف مرکب، اِ مرکب ) بوستان پیرا. باغ پیرایش دهنده را گویند که باغبان باشد. ( برهان ) ( هفت قلزم ). باغبان و باغ پیرایش دهنده را گویند که گیاههاو شاخه های خشک را زده از باغ بیرون ریزد. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). باغبان. ( رشیدی ). باغبان و آنکه درختان را پیرایش میکند. ( ناظم الاطباء: بستان بان ). باغبان که کارش پیراستن باغ است. ( فرهنگ نظام ):
برده رضوان بهشت از پی پیوندگری
از تو هر فضله که انداخته بستان پیرا.انوری ( از آنندراج ).رجوع به بوستان پیرا و بوستان پیرای و باغ پیرا شود.

فرهنگ عمید

باغبان، کسی که گل ها و درختان باغ را پیرایش می دهد.

فرهنگ فارسی

( اسم ) بستان پیرای

جمله سازی با بستان پیرا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حورپیکر فرنگی که به تار زلف مجعد دل نظارگی را قید فرنگی نماید. به مالندگی او مشغول شده پذیرای صورت شود. دیگر پسر غلمان پیکر که به نمونهٔ کُنج لب روح پیرایه، گنج معجزات روح‌اللهی را ویرانهٔ تب خجلت گرداند؛ و دیگر دو دختر قمر منظر مهر پیکر که یکی جهت گزک، خربزه‌ای که از حلاوت تصور تصویرش آب هوس در دهان بستان پیرای نظر آرزو گردد. بر ضلعی صورت کلیسایی چون مسجد اقصای محبت مرصوصه‌البنیان قبول ارتفاع یابد و…

سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز