باریک گردن
لغت نامه دهخدا
باریک گردن. [ گ َ دَ ] ( ص مرکب ) آنکه گردن باریک دارد.
جمله سازی با باریک گردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دریوسور دارای گردنی بلند، پاهای باریک و بلند و دمی سفت و محکم بوده که در واقع سلاح او بودند. همچنین بر روی هر دستش پنج انگشت که کوتاه بودند وجود داشت.۲٫۵ تا ۴٫۵ متر طول و ۱٫۵ متر ارتفاع و ۸۰ تا ۹۰ کیلوگرم وزن داشتهاست. چشمهایش بسیار بزرگ وی نشانگر این است که قدرت بینایی بالایی داشته است.
💡 طراحی یک بطری شراب اغلب شامل یک گردن بلند و یک بدنه مخروطی است که به جمعآوری رسوب در هنگام ریختن کمک میکند و در هنگام ایستادن پایدار است. دهانه بطری معمولاً دارای دهانه باریکی برای کنترل جریان شراب هنگام ریختن است.
💡 پشت جانور دارای ۵ تا ۸ (معمولاً ۶) نوار عرضی باریک به همراه یک یا دو نوار عرضی پشت گردن است. در بزمجه خاکستری این نوارها خاکستری و دم تقریباً تا انتها با ۱۹ تا ۲۸ نوار عرضی تیره پوشانده شدهاست و در بزمجه خزر رنگ این نوارها قرمز قهوهای است. دم آن نیز با ۱۳ تا ۱۹ نوار عرضی تیره پوشیده شدهاست.
💡 در زمان خط، مدار چشم او بر مردمی است گردن عامل بود باریک در پای حساب
💡 از دم تیغ است واعظ راه حق باریکتر نیست جز خونش به گردن، هرکه غافل میشود
💡 رئیسجمهور افزود: یکی از همکاران محترم فرمان جنگ علیه دولت را صادر کرده و گفتهاست باید با دولت جنگید و مسائلی را در این ارتباط مطرح کردند. رئیسجمهور کف خیابان است، نوکر ملت است و زوری ندارد و گردن آن نیز از مو باریکتر است.