جفت و جلا
مترادفها
صیقل، جلا، برق
لغت نامه دهخدا
جفت و جلا. [ ج ُ ت ُ ج َ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) پشت هم اندازی و دوزوکلک چینی و با کردن صرف شود. رجوع به جفت و جلا کردن شود.
فرهنگ فارسی
از اتباع است به معنی پشت هم اندازی و دوز و کلک چینی و با کردن صرف شود
جمله سازی با جفت و جلا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کارشان نیست در خلا و ملا جز که جفت و جلا و بند و بلا