جفا کشی

لغت نامه دهخدا

جفاکشی. [ ج َ ک َ / ک ِ ] ( حامص مرکب ) جفاکش بودن. حال و کار جفاکش. جفابرداری.محنت کشی. سخت جانی. رجوع به جفاکش و جفابردار شود.

فرهنگ فارسی

جفا کش بودن حال و کار جفا کش جفا برداری محنت کشی سخت جانی.

جمله سازی با جفا کشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جفا کشی که ز بزم تو خوار برخیزد مرا ببیند و امّیداوار برخیزد

💡 من دوّمه که عشق، خطّ جفا کشیین نازنین نتومّه غم و دردره چیین

چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز