تورط

لغت نامه دهخدا

تورط. [ ت َ وَرْ رُ ] ( ع مص ) در هلاکت افتادن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ): امیر سیف الدوله به خبط ایشان در مهلکه ضلال و تورط ایشان در مسبغه آجال مشاهدت کرد. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 208 ). از مکاشفت ایلک خان تبرا می کرد و بر تورد و تورطاو در ولایت سلطان انکار می نمود. ( ترجمه تاریخ یمینی ایضاً ص 331 ). || بکار دشوار افتادن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || در جای گلناک افتادن. چارپا که خلاصی از آن مکان امکان پذیر نباشد. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ عمید

۱. در گل ولای افتادن.
۲. افتادن در کاری یا جایی که رهایی از آن دشوار باشد.

فرهنگ فارسی

در هلاکت افتادن. یا در جای گلناک افتادن چارپا که خلاصی از آن مکان امکان پذیر نباشد.

جمله سازی با تورط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 308 - عن اميرالمؤمنين عليه السلام فى وصيته لمحمد بن الحنفيهقال: من استقبل وجوه الاراء عرف مواقع الخطاء و من تورط فى الامور غير ناظر فىالعواقب فقد تعرض لمفظعات النوائب و التدبيرقبل ناظر العمل يومنك من الندم و العاقل من وعظه التجارب و فى التجارب علم مستانف وفى تقلب الاحوال علم جواهر الرجال.

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز