تسوک

لغت نامه دهخدا

تسوک. [ ت َ س َوْ وُ ] ( ع مص ) مسواک کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ).
تسوک. [ ت َ ] ( اِ ) تسو: ابر شهر، دارای... و چهار طسوج ( معرب از تسوک پهلوی، در فارسی تسو ) یعنی محل است. ریوند یکی از آن چهار طسوج است. ( یشتها ج 2 ص 330 ) و رجوع به تسو و تسوج و طسوج شود.

جمله سازی با تسوک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابراهیم پورداود، اوستاشناس، دربارهٔ ریوند و پیوند آن با برزین‌مهر چنین نوشته‌است: «ریوند یکی از شهرهای معروف نیشاپور یا ابرشهر بوده؛ ابن رُسته می‌نویسد: ابرشهر دارای ۱۳ رستاق (معرب از روستاک پهلوی) و چهار طسّوج (معرب از تسوک پهلوی؛ در فارسی: تسو) یعنی محل است. ریوند یکی از آن چهار طسوج است. این شهر بخصوصه بواسطه آذر برزین‌مهر که یکی از سه آتشکده معروف ایران قدیم بوده شهرت داشت. مانند آذرگشب شیز (در آذربایجان) و آذرفرن‌بغ کاریان (در فارس)، بسیار متبرک و زیارتگاه بود.» شهر ریوند با جای‌نام‌های دیگر یاد شده در متون مزدیسنایی و تاریخی همچون: ربع ریوند، کوه ریوند و آتشکده آذر برزین‌مهر دارای ارتباط و پیوستگی جغرافیایی، تاریخی و فرهنگی است.

سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز