لغت نامه دهخدا
بلیت فروش. [ ب ِ ف ُ ] ( نف مرکب ) بلیطفروش. که بلیت فروشد.
بلیت فروش. [ ب ِ ف ُ ] ( نف مرکب ) بلیطفروش. که بلیت فروشد.
بلیط فروش. که بلیت فروشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این فیلم در سینماهای فرانسه ۷۸٫۷۰۶ بلیت فروش داشتهاست.
💡 اکران فیلم در یک برهه در خرداد ۹۸ لغو و بلیت فروشی آن کنسل شده بود.
💡 در سال 1402، تهمورس پورناظری کنسرت-پرفرمنسی به نام "باز آمدم" را برای اجرا در کاخ سعد آباد تهران آماده میکرد که پس از بلیت فروشی و روزهای نزدیک به اجرا، این اجرا به علت خواندن سحر محمدی بروجردی و اجرای گروه رقص نمایشی "حرکت" که شامل رقصنده های زن میشد، لغو شد. مقامات بر آن بودند که کنسرت بدون زنان به روی صحنه برود ولی تهمورس پورناظری کنسرت را کنسل کرد.
💡 جکسون با اجرای ۱۲۳ کنسرت برای ۴٫۴ میلیون نفر در ۱۵ کشور از ۴ قارهٔ جهان، درآمدی معادل ۱۲۵ میلیون دلار به دست آورد، و موفق به ثبت سه حدنصاب جهانی در کتاب گینس شد: «پردرآمدترین تور تاریخ»، «پرتماشاگرترین تور تاریخ» و «بیشترین بلیت فروش رفته در ورزشگاه ومبلی».