لغت نامه دهخدا
کلیشه ساز. [ ک ِ ش ِ ] ( نف مرکب ) آنکه کلیشه و گراور سازد. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کلیشه ساختن شود.
کلیشه ساز. [ ک ِ ش ِ ] ( نف مرکب ) آنکه کلیشه و گراور سازد. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کلیشه ساختن شود.
( صفت ) آنکه کلیشه و گراور سازد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بزرگ شدن هویت اجتماعی فرد میتواند به طور مستقیم روی افول هویت شخصی او تأثیر بگذارد. در اصل، احساس فرد برای انطباق با اهداف گروه و هویت درک شده از آن، تبدیل به مسئلهای مهم تر میشود وقتی که صحبت عقاید و رفتار به میان میآید. با در نظر گرفتن این تمایز، خود - کلیشه سازی منعکس کننده دیدگاههای قراردادی در یک گروه است که به صورت کلی توسط اعضای گروه پذیرفته میشود.
💡 او فردی ادیب و سخندان، با تسلطی ممتاز به زبان و ادبیات فارسی، عربی، آلمانی بوده و تا حدی فرانسوی و انگلیسی میدانست. همچنین در فن گراوور سازی و کلیشهسازی سررشته داشت، به علم موسیقی علاقه بسیار میورزید و کتابی نیز در زمینهٔ نتنویسی دستگاههای موسیقی ایرانی بر جای گذارد که نخستین نمونه در نوع خود است. در ریاضیات، هیئت، فلسفه و اصول تعلیم و تربیت نیز نوشتههای متعددی دارد.
💡 خودکلیشهسازی اصطلاحی است در روانشناسی اجتماعی که به عنوان بخشی از فرضیه خود طبقهبندی مطرح شده است و در واقع توصیف کننده فرایندی است که، در طی آن شخص تصویری که از خود میبیند بیشتر سازگار با کلیشههایی میشود که در ارتباط با عضویت او در یک گروه اجتماعی وجود دارد. خود - کلیشه سازی را شاید بتوان نتیجه مسخ شخصیت دید، که در آن شخص خود را به جای فرد برجسته در گروه میگذارد.
💡 در ۱۳۱۵ ق پس از درگذشت پدرش، مظفرالدین شاه به او لقب مخبرالسلطنه داد و به ریاست گمرکات و پستخانه آذربایجان منصوب شد. دو سال بعد به تهران احضار شد و ریاست مدرسه دولتی علمیه و سایر مدارس را به او سپردند. در سفر دوم مظفرالدین شاه به اروپا با اصرار علیاصغرخان اتابک ظاهراً به عنوان مترجم آلمانی جزو همراهان شاه بود. در همین سفر اجازه گرفت چند ماهی در آلمان فن کلیشه سازی و عکاسی را بیاموزد.