پی غلط

لغت نامه دهخدا

پی غلط. [ پ َ / پ ِ غ َ ل َ ] ( اِ مرکب ) کنایه از محو و ناپدیدی اثر و نشان غلط کردن و این در محل فریب بوده و با لفظ زدن و کردن مستعمل [ است ]. ( آنندراج ):
درکعبه و در دیر بجستیم و ندیدیم
از پی غلط خود ز که پرسیم سراغی ؟حیاتی گیلانی.رجوع به پی غلط افشردن و پی غلط راندن و پی غلط زدن و پی غلط کردن شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ناپدیدی اثر پا محو رد پای برای فریفتن پی جویان: در کعبه و در دیر بجستیم و ندیدیم از پی غلط خود ز که پرسیم سراغی ? ( حیاتی گیلانی )

جمله سازی با پی غلط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 که دل ز افغان زارت مرغ و ماهی را بدرد آمد غلط گفتم که سنگ خاره را زان داغ هجرانی

💡 خلاصه سياست على در متن دين بود، و از قرآن و سنت اتخاذ مى گرديد، و هرگز از آنهاتجاوز نمى كرد، و هر كجا تزاحمى پيش مى آمد، دينش را بر سياستهاى غلط و قلدرىترجيح مى داد.

💡 من مظهر و مرآت تو، مرآت وجه و ذات تو نی نی غلط گفتم شها هم خویشتن را مظهری

💡 4 - هرگاه در يك آيه يك كلمه يا يك حركت غلط خوانده شود يا زياد و كم كنند بدونانديشه متوجه مى شود و خبر مى دهد.

💡 پاسخ بگفته غلط: اسلام دين شمشير و اجبار است و مخالف روش انبياى سلف مىباشد!

💡 بسکه در هر حالتی طبعت به شوخی مایل است ون در غلطان ترا در خواب هم آرام نیست