پهن پشت
مترادفها
چهارشانه، پهنکمر
لغت نامه دهخدا
پهن پشت. [ پ َپ ُ ] ( ص مرکب ) که پشتی فراخ و با پهنا دارد.آنکه دارای پشت عریض است. اثبج. ( تاج المصادر ):
سخت پای و ضخم ران و راست دست و گردسم
تیزگوش و پهن پشت و نرم چرم و خردموی.منوچهری.تیزگوشی پهن پشتی ابلقی
گردسمی خردمویی فربهی.منوچهری.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه دارای پشتی فراخ و عریض است: سخت پای و ضخم ران و راست دست و گرد سم تیز گوش و پهن پشت و نرم چرم و خرد موی. ( منوچهری )
جمله سازی با پهن پشت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مشخصات ۳۵ سانتیمتر پرندهای با سطح پشتی خاکستری، گلویی نخودیرنگ، با نوار حاشیهای پهن و سیاه با راهراه عرضی و خیلی واضح پهلوها مشخص میشوند. منقار و پاهایش سرخ رنگ است.
💡 این حفره میان ماهیچههای پشت ران و طبقه سطحی ساق شکل میگیرد. سقف این حفره توسط نیام عمقی (که در راستای نیام پهن رانی قرار گرفته) تشکیل میشود. پهلوهای زیرین آن به وسیله دو سر ماهیچه دوقلو (گاستروکنمیوس) به وجود میآید.
💡 مشخصهٔ اصلی سنجاب بلوچی، داشتن خطهایی پهن و تیرهرنگ بر روی سطح پشتیش است که در زمینهای سفید رنگ قرار گرفته و اهالی سیستان و بلوچستان آن را جای دست خدایان بر پشت این جانور میدانند. شکم جانور نیز سفیدرنگ بوده و دم آن ترکیبی از موهای سفید و تیره است.