سخت پای

لغت نامه دهخدا

سخت پای. [ س َ ] ( ص مرکب ) کنایه از توانا و ثابت قدم. ( آنندراج ). ستور که قوائم آن سخت بود:
سخت پای و ضخم ران و راست دست و گردسم
تیزگوش و پهن پشت و نرم چرم و خردموی.منوچهری.سکندر که می نازد از بخت تر
شداز سخت پایان چنین سخت تر.امیرخسرو ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( سخت پا ی ) ( صفت ) پایدار ثابت بر قرار.

جمله سازی با سخت پای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو شد بر مراد دلش سخت پای به ملک و به مال و به جاه و به جای

اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز