لب و لوشه

لغت نامه دهخدا

لب و لوشه. [ ل َ ب ُ ل َ / لُو ش َ / ش ِ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) لب و لوچه.
- لب و لوشه آویختن؛ عدم رضایت با چهره عبوس نمودن. نمودن عدم رضایت با ملامح روی.

فرهنگ فارسی

لب و لوچه. لب و لوچه آویختن عدم رضایت با چهره عبوس نمودن.

جمله سازی با لب و لوشه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صبح را شرم شکر خند تو زندانی کرد غنچه گل به کدامین لب و دندان خندد؟

💡 ج - پوستهاى لب و بدن انسان كه موقع افتادنشان است و انسان آنها را مى كند پاك است.

💡 چوبدستيت را از اين لب و دندان بردار كه به خدا سوگند من خود بارها ديده ام كه لبهاى پيغمبر خدا (ص ) بر همين لب و دندان بوسه مى زد.

💡 تا شود از رخ و زلف و لب و اندام و قدش صحن مشکوی چو گلزار پر از نقش و نگار

💡 از لب و غمزة توأم باده پرست و مست هم باده و ساقئی چنین نیست به هیچ مجلسی

روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز