غوطه خوری

لغت نامه دهخدا

غوطه خوری. [ طَ / طِ خوَ / خ ُ ] ( حامص مرکب ) فرورفتگی در آب و غرق شدگی. ( ناظم الاطباء ). عمل شخص غوطه خور و غواص. سربه آب فروبردن. فرورفتن در آب. رجوع به غوطه شود.

فرهنگ فارسی

عمل غوطه خوردن.

جمله سازی با غوطه خوری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای که می سازی ز می رخسار خود را لاله گون غافلی کز دل سیاهی غوطه در خون می خوری

💡 بر گنج سایه از پی بذل زر افکنی در بحر غوطه از پی در ثمین خوری

دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز