لغت نامه دهخدا
طعم داشتن. [ طَ ت َ ] ( مص مرکب ) مزه داشتن:
آن کوزه بر کفم نه کآب حیات دارد
هم طعم نار دارد هم رنگ ناردانه.سعدی.
طعم داشتن. [ طَ ت َ ] ( مص مرکب ) مزه داشتن:
آن کوزه بر کفم نه کآب حیات دارد
هم طعم نار دارد هم رنگ ناردانه.سعدی.
( مصدر ) مزه داشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گنج شو، نه گنج جو، خوشتر کدام؟ انصاف ده طعم شِکر داشتن یا طمع شِکر داشتن
💡 پرتو حقست در هر چیز، ماهی شو به طبع تا ز آب شور یابی طعم کوثر داشتن