رد اسپ

لغت نامه دهخدا

رداسپ. [ رُ ] ( اِخ ) نام پسر فرهاد چهارم ( اشک چهاردهم ) از سلسله اشکانی که با سه برادر خود بین سالهای 11 و 7 ق. م. به امر پدر به روم رفتند و در آنجا اقامت گزیدند تا هم برادر دیگرش که از طرف فرهاد به ولیعهدی برگزیده می شد بی رقیب بماند و هم قیصر روم ممنون گردد. رجوع به ایران باستان ج 3 ص 2383 و 2384 شود.

فرهنگ فارسی

نام پسر فرهاد چهارم از سلسله اشکانی که با سه برادر خود بین سالهای ۱۱ و ۷ قبل از میلاد بامر پدر بروم رفتند و در آنجا اقامت گزیدند تا هم برادر دیگرش که از طرف فرهاد به ولیعهدی برگزیده می شد بی رقیب بماند و هم قیصر روم ممنون گردد.

جمله سازی با رد اسپ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رخ سوی شاه دل نه، کش در غزا خرد را پس اسپ عشق در ران، فرزینش رایگان کن

💡 برخی از انیمه های کوتاه استودیوی جیبلی اسپین آف هایی از انیمه های اصلی و بلند این استودیو هستند.

💡 مدتی بعد هزار اسپ به کجور رفته و سعی داشت مردم را با خود همراه سازد تا لشکری بیاراید ولی موفق نشد. اردشیر نهایتاً او را دستگیر کرد و سعی کرد از او به عنوان گروگان استفاده کند تا قلعه‌های دوستانش را بگشاید و چون موفق به این کار نشد، هزار اسپ را در ۵۸۶ هجری اعدام نمود.

💡 تن از اسپ و سر از تن سرنگون شد فلک صحرا زمین دریای خون شد

💡 به نرد مهره غم اسپ مقصد را ز فرزین کن ز کشت بی‌اثر حاصل نباشد دانه‌رانی را!

💡 نه دریا پدید و نه هامون و کوه زمین آمد از پای اسپان ستوه

شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز