خریص

لغت نامه دهخدا

خریص. [ خ َ ] ( ع ص ) خارص. خَرِص. نعت است از خَرَص. ( از منتهی الارب ). رجوع به خَرَص شود.
خریص. [ خ َ ] ( ع ص، اِ ) آب سرد. || آب گردآمده در پهنای خرمابن و جز آن. || آگنده. پر. || حوض فراخ مانندی که در آن آب ریزد. || کرانه جوی. || آداک دریا. || خلیج دریا. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

آب سرد یا آب گرد آمده در پهنای خرمابن و جز آن. یا آگنده.

جمله سازی با خریص

💡 میدان نفتی خریص (عربی: حقل خريص) یک میدان نفتی در عربستان سعودی است که در تاریخ ۱۰ ژوئن ۲۰۰۹، در نزدیکی میدان نفتی غوار، بزرگترین میدان نفتی جهان، به صورت آنلاین آغاز به فعالیت کرد.

💡 عوض خریص (انگلیسی: Awadh Khrees؛ زادهٔ ۵ ژانویهٔ ۱۹۹۱) یک ورزشکار اهل عربستان سعودی است.

💡 میدان نفتی خریص با مساحت ۲۸۹۰ کیلومتر مربع و ۱۲۷ کیلومتر طول، در حدود ۲۵۰ کیلومتری جنوب غربی ظهران و ۱۵۰ کیلومتری شرقی-شمال شرقی ریاض واقع شده‌است.

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
گولاخ یعنی چه؟
گولاخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز