تورد

لغت نامه دهخدا

تورد. [ ت َ وَرْ رُ ] ( ع مص ) گلگون شدن. ( زوزنی ) ( دهار ) ( از اقرب الموارد ). || ورد جستن. || کم کم درآمدن در شهر. یقال: تورّدت الخیل البلدة؛ ای ادخلها قلیلاً قلیلاً و قطعةً قطعةً. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ): از حال ایلک و تورد او در عرصه ملک، به سلطان مسرعان دوانید. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 293 ). از مکاشفت ایلک خان تبرا می کرد و بر تورد و تورط او در ولایت سلطان انکار می نمود. ( ترجمه تاریخ یمینی ایضاً ص 331 ). || به آب آمدن. ( زوزنی ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). یقال: هو یتورّد المهالک. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

گلگون شدن. یا ود جستن یا کم کم در آمده در شهر.

جمله سازی با تورد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و اما تعجبه من تورد اهل الكوفة على اهل البصرة فما عجبه مناهل حق توردوا على اهل الباطل ؟ و لمرى و الله ليعلمناهل البصرة، فميعاد ما بيننا و بينهم يوم نحاكمهم الى الله، فيقضى الله بالحق و هوخير الفاصلين

💡 برای فصل ۱۹۸۶–۸۷، تورد گریب به عنوان سرمربی جدید استخدام شد اما به سرعت در نقش خود ناموفق بود و پس از تنها دو پیروزی در ۱۲ بازی اول، اخراج شد. تغییر سرمربی، با جیامپیرو ویتالی که اکنون در رأس کار بود، منجر به کسب یک جایگاه در پلی‌آف سقوط سه‌جانبه مقابل باشگاه فوتبال لاتزیو و باشگاه فوتبال ترنتو ۱۹۲۱ شد که در نهایت باعث شکست لوپی و بازگشت به سری سی شد.

💡 تورد فیلیپسون (انگلیسی: Tord Filipsson؛ زادهٔ ۷ مهٔ ۱۹۵۰) دوچرخه‌سوار اهل سوئد است.

💡 تورد فلودکویست (انگلیسی: Thord Flodqvist; ۵ اوت ۱۹۲۶ – ۱۵ مارس ۱۹۸۸) ورزشکار هاکی روی یخ اهل سوئد بود.

داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز