لغت نامه دهخدا
برگماردن. [ ب َ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) برگماشتن. برگماریدن:
گمانی مبر کاین ره مردمست
برین کار نیکو خرد برگمار.ناصرخسرو.که جوهری ز عرض لامحاله خالی نیست
جزین نباشد دل برگمار و ژرف گمار.ناصرخسرو.و رجوع به برگماشتن شود.
برگماردن. [ ب َ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) برگماشتن. برگماریدن:
گمانی مبر کاین ره مردمست
برین کار نیکو خرد برگمار.ناصرخسرو.که جوهری ز عرض لامحاله خالی نیست
جزین نباشد دل برگمار و ژرف گمار.ناصرخسرو.و رجوع به برگماشتن شود.
= گماشتن
💡 در فراز و نشیب آن راه، یکی از قدرتهای رقیب که سعی در کسب مقام ایلبیگی داشت، پیش میافتاد وبا رسیدن بهاینمقام سعی برگماردن افراد فامیل خود، درمناصب پرعایدی میکرد.
💡 اغلب تاریخنگاران سیاستهای نظامی دیویس را نکوهش میکنند و برگماردن نزدیکان به مقامهای عالی نظامی، بیتوجهی به مشکلات غیرنظامیان در داخل مرزهای ایالات جنوب را از جمله ضعفهای استراتژیک دیویس برمیشمارند. دیویس تا اواخر جنگ با انتصاب یک فرمانده کل قوا مخالفت میکرد و اغلب وظایف چنین فرماندهی را خود بر دوش میگرفت و در نهایت در ۳۰ ژانویه ۱۸۶۵ بود که لی را به این عنوان برگزید، اما دیگر کار از کار گذشته بود و شکست جنوب حتمی بود. دیویس اصرار داشت که نیروهای موتلفه باید از تمامی مرزهای ایالات جنوبی بهطور یکسان پاسداری کنند و این با منابع و نیروهای جنوب تناسبی نداشت و به همین دلیل جنوب در جبهه غربی (که بسیار حیاتی بود) در برابر حملات همهجانبه ارتش شمال آسیبپذیر بود. تسخیر نیواورلئان به وسیلهٔ شمالیها در اوایل سال ۱۸۶۲ نمونه خوبی از این آسیبپذیری است. همچنین گسیل داشتن ژنرال لی برای تهاجم به شمال در ۱۸۶۲ و نیز ۱۸۶۳ در شرایطی که نیروهایی که در جبهه غربی میجنگیدند زیر فشار و محدودیت شدید قرار داشتند از جمله تصمیمات بحثانگیز دیویس است به ویژه که علاوه بر شکست لی در گتیسبورگ، با سقوط ویکسبورگ[پ ۶۶] شمالیها کنترل رود میسیسیپی را در دست گرفتند و توانستند بین ایالات جنوب شکاف ایجاد کنند. دلیل اصلی از شکست نبرد ویکسبورگ عدم توانایی دیویس در ایجاد یک مرکز هماهنگکننده نظامی بود تا بتواند فرماندهانی - چون ادموند کربی اسمیت[پ ۶۷] و ارل ون دورن[پ ۶۸] و تئوفیلس اچ. هولمز[پ ۶۹] - را که در دو سوی رود میسیسیپی میجنگیدند هماهنگ و همنوا سازد.