دل خون شدن
مترادفها
اندوهگین شدن، غصه خوردن، دلشکسته شدن
متضادها
شاد شدن، دلشاد شدن
لغت نامه دهخدا
دل خون شدن. [ دِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) سخت آزرده خاطر شدن. سخت رنجیدن. سخت اندوهناک گشتن.
فرهنگ فارسی
سخت آزرده خاطر شدن. سخت رنجیده.
جمله سازی با دل خون شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بود در عشقت مراد دیده و دل خون شدن هر دو را الحمدلله در کنارست این مراد
💡 دیده تا دل خون شدن کز غم روایت می کنی گر بگویم کاین نخستین موج آن دریاست، هست
💡 شنیدن خبر ناگهانی و تلخ از فاجعهای که در آن روستا رخ داده بود، باعث دل خون شدن و اندوه فراوان خانوادههای آسیبدیده شد.
💡 شاعر در این قصیده غمانگیز، از دل خون شدن و رنجهای بیپایانی میگوید که در اثر جدایی از یار دیرین در دوران جوانی کشیده شده است.
💡 مشاهده تخریب آثار تاریخی و میراث فرهنگی کشور توسط عوامل ناشی از بیدقتی، باعث دل خون شدن بسیاری از پژوهشگران و تاریخشناسان شده است.