واژه «دسس» در زبان عربی از ریشه «د س س» گرفته شده و در لغتنامههای کهن مانند منتهیالارب و اقرب الموارد دارای معانی گوناگون اما مرتبط با پنهانکاری، ناخالصی و حالات ناپسند جسمی و اخلاقی است. یکی از معانی این واژه، جمع «دسیس» است و به گروهی از افراد اطلاق میشود که دارای صفت دسیسهکاری یا نفاق هستند. در این کاربرد، «دسس» به معنای ریاکارانی است که خود را قاری قرآن یا فردی صالح نشان میدهند، در حالی که در باطن چنین نیستند و ظاهر و باطن متفاوتی دارند. در معنای دیگر، این واژه به «بوی بد و ناخوشایند زیر بغل» اشاره دارد که در متون لغوی به عنوان یک حالت جسمی ناخوشایند ذکر شده است. همچنین «دسیس» که واحد «دسس» محسوب میشود، به فردی گفته میشود که دچار بوی بد یا آلودگی جسمی است و در برخی منابع به کسی اطلاق شده که درمانپذیر نیست. از سوی دیگر، در برخی کاربردها «دسیس» به فردی گفته میشود که به صورت پنهانی به جایی فرستاده میشود تا خبر یا اطلاعاتی را جمعآوری کند، که در واقع نوعی مأمور مخفی یا جاسوس به شمار میآید. در برخی معانی دیگر، این واژه به «کباب یا گوشت بریان شده در خاکستر» نیز اطلاق شده است که نشاندهنده کاربردهای متنوع آن در زبان عربی است. از نظر معنایی کلی، ریشه این واژه به مفهوم پنهانکاری و پوشاندن چیزی به شکل نادرست نیز اشاره دارد و در برخی متون به معنای «پنهان کردن مکر و حیله» آمده است. بنابراین «دسس» واژهای چندمعنایی است که هم به گروهی از افراد ریاکار، هم به حالتهای ناخوشایند جسمی، هم به مأموران پنهانی و هم به برخی خوراکیها اشاره دارد و معنای دقیق آن کاملاً به سیاق جمله بستگی دارد.
دسس
لغت نامه دهخدا
دسس. [ دُ س ُ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ دَسیس. ( اقرب الموارد ). رجوع به دسیس شود. || بوی گند بغل. || ریاکاران که خود را قاری نمایند و قاری نباشند. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). واحد آن دسیس باشد. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به دسیس شود.
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۱(بار)