خوش سماع

مترادف‌ها

خوش‌شنیدنی، دل‌نشین

لغت نامه دهخدا

خوش سماع. [خوَش ْ / خُش ْ س َ ] ( ص مرکب ) آنکه موسیقی دوست دارد.آنکه آهنگ موسیقی را با اشتیاق می شنود:
مشک جعد و مشک خط و مشکناف و مشکبوی
خوش سماع و خوش سرود و خوش کنار و خوش زبان.منوچهری.|| آنکه کلام دیگری را خوش می شنود. آنکه طاقت شنیدن بحث و گفتار زیاد را دارد.

فرهنگ فارسی

آنکه موسیقی دوست دارد آنکه آهنگ موسیقی را با اشتیاق می شنود.

جمله سازی با خوش سماع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عندلیب خوش سماع او جاودان گویا بود دست برد از همسران خویش و ز اهل و تبار

💡 این چه میدانستم آن آوردمت خوش سماعی با میان آوردمت

💡 در جلسات عرفانی و موسیقی سنتی، رسیدن به حالت خوش سماع به معنای لذت عمیق شنونده از ترکیب نوا و متن اشعار معنوی است.

💡 بسیاری از عارفان معتقدند که خوش سماع تنها با پاکسازی قلب و تمرکز کامل بر کلام خداوند در موسیقی و آواز به دست می‌آید.

💡 تجربه‌ی خوش سماع در موسیقی‌های مذهبی می‌تواند باعث آرامش روحی و نزدیکی بیشتر مخاطب به مفاهیم والای معنوی و هستی‌شناختی در آن لحظات شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران