بوزار. ( اِ مرکب ) بوی افزار. بواوزار. داروهای گرمی که در طعامها ریزند. مانند فلفل و قرنفل و دارچین و امثال آنها. توابل. ( فرهنگ فارسی معین ). ادویه حاره را گویند که در طعامها بپزند مانند دارچین و قرنفل وزیره و فلفل که آنها را به فارسی گرم دارو گویند و بوافزا نیز خوانند که بو و رایحه طعام را بیفزایند وبعربی این داروها را توابل و ابزار گویند. ( از آنندراج ). ادویه حاره یعنی داروی گرمی که در طعامها ریزند همچو فلفل و قرنفل و دارچینی و امثال آن. ( برهان ) ( از رشیدی ) ( جهانگیری ). ادویه ای مانند فلفل و میخک و دارچینی و ریشه جوز و هیل و گل سرخ وزیره که در طعامها داخل کنند و بتازی توابل گویند. ( ناظم الاطباء ). رجوع به بوی افزار شود.
= بوی افزار
( اسم ) داروهای گرمی که در طعامها ریزند مانند فلفل و قرنفل و دارچین و امثال آنها توابل.
بوی افزار. بو اوزار. داروهای گرمی که در طعامها ریزند. مانند فلفل و قرنفل و دارجین و امثال آنها. توابل.
بوزار (داراب). بوزار یک روستا در ایران است که در دهستان کوهستان شهرستان داراب واقع شده است. بوزار ۲۷ نفر جمعیت دارد.
💡 او دانش آموختهٔ آکادمی بوزار در فرانسه و دانشگاه هاروارد بود. او مدتی با لوئیس کان کار کرد.
💡 او دانش آموختهٔ دانشگاه براون و ام آی تی بود و مدتی در آکادمی بوزار نیز تحصیل کرد.
💡 متولد ۱۳۰۱ خورشیدی در جلفای اصفهان. پیکره ساز و متخصص کنده کاری بر روی چوب. وی دانش آموختهٔ دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران و دانشگاه اکول ده بوزار پاریس است.
💡 او دانشآموختهٔ مدرسه هنرهای عالی بوزار در فرانسه بود، و مدرس دانشگاه برکلی گردید، و در همان ایالت روزهای خود را سپری کرد.
💡 صفاری در ۱۹۳۳ در تهران متولد شد. او فرزند تیمسار سناتور محمدعلی صفاری بود. صفاری در بوزار و مدرسه ویژه معماری در سوییس و فرانسه تحصیل کرد و در ۱۹۵۹ به ایران برگشت و شرکت معماری خود را به راه انداخت. فعالیتهای هنری خود را با نقاشی آغاز کرد.
💡 او از اعضای آکادمی هنرهای زیبا و همچنین از دانشآموختگان معماری اکول ده بوزار بود.