جامه شو

لغت نامه دهخدا

جامه شو. [ م َ / م ِ ] ( نف مرکب ) جامه شوینده. رخت شوی. لباس شوی. جامه شوی. قصار. گازر.

فرهنگ عمید

کسی جامه های مردم را می شوید، لباس شو، رخت شو، گازُر.

فرهنگ فارسی

جامه شوینده

جمله سازی با جامه شو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس حضرت عيسى همه جامه ها را در يك خم انداخت، چون صباغ برگشت پرسيد كه: چهكردى ؟

💡 جز پنج چيز، همه دنيا زايد است. نانى كه ترا سير كند، آبى كه تشنگى اتفرونشاند.، جامه اى كه تو را بپوشاند.، خانه اى كه در آن بنشينى.، دانشى كه بهكار برى..

💡 بر جامه ز دیده نیل پاشم تا کور و کبود هر دو باشم

💡 هوای پیرهن چاک آن پری است که ما را کشد به حلقه دیوانگان جامه دریده

💡 سپس جامه‌ای خاکستری که از آن مردم توبه‌کار بود بر تن کرد، و یک سال او را در صومعه‌ای زندانی کردند.

💡 حکایت کرده اند که عارفی جامه ای بدوخت و در آن نیک مهارت خویش به کار برد. اما هنگامی که آن را بفروخت، به سبب عیوبی که داشت، پسش آوردند. عارف بگریست.

چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز