کور و کبود
مترادفها
تاریک، تیره، نیمهتاریک، ظلمانی
متضادها
روشن
لغت نامه دهخدا
کور و کبود. [ رُ ک َ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) ناقص و رسوا. نادلپذیر. مقرون به رنج و آفت. تعبیری است که در آثار قدما و مثنوی و دیوان کبیر، گاه به معنی وصفی استعمال می شود. ( شرح مثنوی شریف جزو نخستین از دفتر اول تألیف بدیعالزمان فروزانفرص 226 ). رجوع به ترکیب «کور و کبود» ذیل کور شود.
فرهنگ فارسی
ناقص و رسوا. نادلپذیر
جمله سازی با کور و کبود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 می نبینی لیک چون کور و کری می نفهمی لیک از بس که خری
💡 کاش از نخست کور و کر از مام زادمی تا این قضیه نشنوم این فتنه ننگرم
💡 گر تو غیر حق ببینی ای پسر در قیامت حشر گردی کور و کر
💡 روی گرداننده از پاکیزه فرزندان تو کور و گمره بر طریق این و آنند، ای رسول
💡 ز حرص خواجگی از بندگی چه محرومید ز غورها همه پختید یا که کور و کرید