لغت نامه دهخدا
کبود پشت. [ ک َ پ ُ ] ( ص مرکب ) که پشت کبود دارد. || ( اِ مرکب ) کنایه از آسمان است. ( آنندراج ) ( برهان ). آسمان. ( مجموعه مترادفات ). و رجوع به کبود حصار و کبود تشت شود.
کبود پشت. [ ک َ پ ُ ] ( ص مرکب ) که پشت کبود دارد. || ( اِ مرکب ) کنایه از آسمان است. ( آنندراج ) ( برهان ). آسمان. ( مجموعه مترادفات ). و رجوع به کبود حصار و کبود تشت شود.
کنایه از آسمان است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لکهٔ مُغولی یا درمال ملانوسیتوز در پزشکی به لکه بزرگ مادرزادی به رنگ قهوهای یا آبی یا کبود گفته میشود که معمولاً بر روی بخش پایین کمر و کپل نوزادان دیده میشود. این لکهها بیآزار هستند و بیشتر در نوزادان در نژادهای تیرهپوست و زردپوست دیده میشوند. این لکهها میتوانند در شانه، قسمت فوقانی پشت، بازوها، مچ دست، مچ پا، پا و قسمت جانبی شکم دیده شوند.
💡 گوی نه آسمان سرپا خوردهٔ من است روی فلک کبود شد از پشت پای من
💡 هم سیاه از پشت پای همتت گوی زمین هم کبود از پشت دست رفعتت روی سما
💡 زخم ما چون زخم سوسن گشت سرتاسر کبود بس که هردم پشت پا بر روی مرهم می زند
💡 ز زخم سییل حکم تو روی کوه کبود زبار منت جود تو پشت چرخ دوتاه
💡 خم داد پشت طاعت و چندان بایستاد گردون به خدمتت که شدش پشت پا کبود