واژه «اِفلات» واژهای عربی است که در زبان فارسی و عربی بیشتر به معنای رهایی یافتن، گریختن، فرار کردن و از دست کسی یا چیزی نجات پیدا کردن به کار میرود و یکی از رایجترین کاربردهای آن اشاره به گریز و رستن از خطر، مجازات یا گرفتاری است. این واژه از ریشه «فلت» گرفته شده و در متون ادبی، تاریخی و حقوقی کاربرد فراوانی داشته است و معمولاً هنگامی استفاده میشود که فردی بتواند خود را از بند، تعقیب یا حادثهای نجات دهد. در بسیاری از نوشتههای کهن، «افلات» به مفهوم رهایی ناگهانی یا نجات یافتن غیرمنتظره نیز آمده است و گاهی بار معنایی هوشمندی و زیرکی در فرار از خطر را در خود دارد. یکی دیگر از معانی این واژه، «رها کردن» و «ترک نمودن» است و در بعضی متون برای بیان کنار گذاشتن چیزی یا دست کشیدن از آن به کار رفته است. همچنین در برخی آثار قدیمی و فرهنگهای لغت، «افلات» به معنای «فوت شدن» یا «از دست رفتن» نیز دیده میشود، هرچند این کاربرد نسبت به معنای فرار و رهایی کمتر رایج است. در زبان امروز، این واژه بیشتر در ترکیبهای رسمی، حقوقی و ادبی دیده میشود و در گفتوگوی روزمره کمتر به کار میرود، اما هنوز در اصطلاحاتی مانند «افلات ضریبی» به معنای فرار مالیاتی یا گریختن از پرداخت مالیات حضور دارد. ترکیب «هروب و افلات» نیز در متون عربی و فارسی به معنای فرار و گریز کامل از مسئولیت، خطر یا تعقیب به کار میرود و مفهوم نجات یافتن از یک وضعیت دشوار را میرساند. نویسندگان و شاعران کلاسیک نیز گاهی این واژه را برای نشان دادن رهایی انسان از مرگ، دشمن، اندوه یا گرفتاریهای زندگی استفاده کردهاند. از نظر ادبی، این کلمه واژهای رسمی و فصیح به شمار میآید و در نثرهای قدیمی و متون حقوقی و تاریخی بیشتر دیده میشود تا زبان محاوره. بنابراین، مهمترین و رایجترین معنای آن همان رهایی، فرار، گریز و نجات یافتن از خطر یا گرفتاری است، هرچند در برخی کاربردها میتواند مفهوم ترک کردن یا از دست رفتن را نیز در بر داشته باشد.
افلات
لغت نامه دهخدا
( آفلات ) آفلات. [ ف ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ آفله.
افلات. [اِ ] ( ع مص ) فوت شدن چیزی. || گذاشتن. || فوت کردن. لازم و متعدی. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || بجستن و بجهانیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). برستن و برهانیدن. ( المصادرزوزنی ). جستن. انفلات. ( یادداشت مؤلف ):
فلایومن علی من افلت من
اولئک من الموت الموت ان یقع.