بمانند
مترادفها
باقی بمانند، ماندگار شوند
متضادها
بروند، از بین بروند، محو شوند
لغت نامه دهخدا
بمانند. [ ب ِ ن َن ْ دِ ] ( حرف اضافه مرکب )کلمه تشبیه است. ( آنندراج ). مثل. نظیر. شبیه. مانند. بماننده. برسان. بسان. چون. همچون. چنو. رجوع به مانند شود:
به رای و بگفتار نیکی گمان
نبینی بمانند او در زمان.فردوسی.چو این هرسه هم زین پدر مادرند
چرا نه بمانند یکدیگرند.میرخسرو ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
مانند مثل: ( چو این هر سه هم زین پدر و مادرند چرا نه بمانند یکدیگرند. ) ( امیر خسرو ) توضیح لازم الاضافه است.
جمله سازی با بمانند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (۵) و ایشانند که بر پیروزی و نیکی بمانند جاودان.
💡 اينها بايد ساليان دراز در آن بيابان كه به خاطر سرگردانيشان، بيابان تيه ناميدهشده، دور از هر گونه سلطه جباران بمانند، و نسلى نو، با ويژگيهاى توحيدى وانقلابى پرورش يابد و آماده حكومت بر سرزمينهاى مقدس شود.
💡 که در این شرایط مورد استفاده قرار میگیرند، نمیتوانند موقعیت مکانی را تعیین کنند و باید در انتظار سیگنال قوی تر بمانند. حتی ممکن است این زمان انتظار تا ۱۲٫۵ دقیقه نیز برسد تا گیرنده جی پی اس بتواند اطلاعات دقیق مکانی را نشان دهد.
💡 ما تشنه لب ازخضر بمانند سکندر جان در هوس آب زلال تو سپردیم
💡 مردان خدا زنده جاوید بمانند زان روح الهی که در ایشان بدمیدند