نامانند
مترادفها
بیهمتا، بینظیر، بیمثال، بیمانند
متضادها
مانند، مشابه، همسان
لغت نامه دهخدا
نامانند. [ ن َن ْ] ( ص مرکب ) نقیض. ضد. ( زمخشری ). آنچه که شبیه و مانند نباشد. مقابل مانند، به معنی مثل و نظیر و شبیه.
بیهمتا، بینظیر، بیمثال، بیمانند
مانند، مشابه، همسان
نامانند. [ ن َن ْ] ( ص مرکب ) نقیض. ضد. ( زمخشری ). آنچه که شبیه و مانند نباشد. مقابل مانند، به معنی مثل و نظیر و شبیه.