دراز روی

عبارت «دراز روی» در زبان فارسی یک صفت مرکب است که برای توصیف چهره‌ای با حالت کشیده، بلند و غیرگرد به کار می‌رود و در متون ادبی به معنای «کشیده‌صورت» یا «درازرخسار» نیز آمده است. این ترکیب از دو بخش «دراز» به معنای بلند، کشیده و امتداد یافته، و «روی» به معنای چهره و صورت انسان تشکیل شده است و در کنار هم ویژگی ظاهری خاصی از صورت را بیان می‌کنند. بنابراین «دراز روی» به فردی گفته می‌شود که چهره‌اش نسبت به حالت معمول، کشیده‌تر و بیضی‌شکل‌تر است و از نظر ظاهری دارای صورتی بلندتر از حد معمول می‌باشد. در متون کهن فارسی و توصیفات ادبی، این واژه برای تصویرسازی دقیق‌تر از چهره شخصیت‌ها به کار رفته است تا ویژگی‌های ظاهری آنان با دقت و زیبایی بیشتری بیان شود. در برخی فرهنگ‌های لغت، معادل‌هایی مانند «کشیده‌روی» و «درازرخسار» برای آن ذکر شده است که همگی به یک مفهوم واحد اشاره دارند. این واژه بیشتر جنبه توصیفی و ادبی دارد و برای بیان ویژگی‌های فیزیکی افراد در شعر و نثر کلاسیک فارسی استفاده می‌شود. در برخی متون قدیمی، «دراز روی» می‌تواند در کنار سایر صفات ظاهری مانند سپیدروی یا سیاه‌چشم برای تکمیل تصویر چهره شخصیت‌ها به کار رود. این ترکیب هیچ بار معنایی اخلاقی یا ارزشی ندارد و صرفاً یک ویژگی ظاهری را بیان می‌کند. برای نمونه، وقتی گفته می‌شود «مردی دراز روی وارد مجلس شد»، منظور فردی با صورت کشیده است. بنابراین این ترکیب واژه‌ای توصیفی در زبان فارسی است که به شکل چهره انسان اشاره دارد و در ادبیات برای تصویرسازی دقیق‌تر از ظاهر افراد به کار می‌رود.

لغت نامه دهخدا

درازروی. [ دِ ] ( ص مرکب ) کشیده روی. مخروطالوجه. ( دهار ). درازرخسار.

فرهنگ فارسی

کشیده روی