بیراهی

بیراهی

واژه «بیراهی» در زبان فارسی به معنای انحراف از راه درست، گمراهی و دور شدن از مسیر صحیح است و در اصل به حالتی گفته می‌شود که انسان از راه راست و درست زندگی، اندیشه یا رفتار خارج شود. این واژه از نظر معنایی بیانگر نوعی کج‌روی و نادرستی در انتخاب مسیر فکری یا عملی است که فرد را به اشتباه و خطا می‌کشاند. در کاربردهای اخلاقی و ادبی، «بیراهی» به معنای دور شدن از حقیقت، عدالت و راستی نیز به کار می‌رود و نشان‌دهنده وضعیتی است که انسان به جای پیروی از درستکاری، به سمت خطا و فساد متمایل می‌شود. همچنین این واژه می‌تواند مفهوم نافرمانی و سرپیچی از اصول و ارزش‌های پذیرفته‌شده را در بر بگیرد، به گونه‌ای که فرد با آگاهی یا ناآگاهی از مسیر درست فاصله می‌گیرد. در متون ادبی فارسی، این اصطلاح اغلب در برابر «راستی»، «هدایت» و «راه درست» قرار می‌گیرد و بار معنایی منفی و هشداردهنده دارد. این واژه گاهی برای توصیف جوامع یا افرادی به کار می‌رود که از اصول اخلاقی و انسانی فاصله گرفته‌اند و دچار فساد یا انحراف شده‌اند. در برخی کاربردها نیز «بیراهی کردن» به معنای پافشاری بر اشتباه، سرکشی یا انجام رفتارهای نادرست و ناعادلانه است. به طور کلی، این واژه هم در معنای فردی و هم در معنای اجتماعی به کار می‌رود و نشان‌دهنده خروج از مسیر درست در اندیشه، رفتار یا باور است. در زبان ادبی، «بیراهی» مفهومی گسترده دارد و می‌تواند هم به گمراهی فکری و هم به انحراف عملی اشاره داشته باشد. بنابراین اینن کلمه واژه‌ای است که مفهوم کلی گمراهی، انحراف از حقیقت و دور شدن از راه درست را به شکلی روشن و تأثیرگذار بیان می‌کند.

لغت نامه دهخدا

بیراهی. ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی بیراه. انحراف از راه. ( ناظم الاطباء ). || گمراهی. ( آنندراج ). ضلال. ( دهار ). غی. غوایت. ( المصادر زوزنی ). ضلالت. کجروی: قالوا تاﷲ انک لفی ضلالک القدیم ( قرآن 95/12 ): گفتند تو بر همان بیراهی خویشی که پیش از این بودی. ( ترجمه تفسیر طبری ).
بر او انجمن شد فراوان سپاه
بسی کس به بیراهی آمد ز راه.فردوسی.ز بیراهی و کارکرد تو بود
که شد روز بر شاه ایران کبود.فردوسی.پرستش کند پیشه و راستی
بپیچد ز بیراهی و کاستی.فردوسی.دل شاه تا جاودان شاد باد
ز کژی و بیراهی آزاد باد.فردوسی.قائد بخشم جواب داد که نعمت تو سخت بر من بسیار است تا بلهو و شراب می پردازم از این بیراهی هلاک میشوم. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 323 ). و عین بیراهی را راه میدانند. ( بهاءالدین ولد ).
کیست کو بر ما به بیراهی گواهی میدهد
گو ببین آن روی شهرآرا و عیب من مکن.سعدی.و هیچ دقیقه ای از ظلم و تعدی و بیراهی نامرعی نگذاشتند. ( ذیل جامعالتواریخ ص 249 ).
- بیراهی کردن؛ افزونی کردن در بدکاری. ( ناظم الاطباء ). کجروی کردن و سرکشی و نافرمانی کردن: آهنگ عراق کن و لر و کرد را که همواره در راهها بیراهی میکنند از راه بردار. ( رشیدی ).

فرهنگ عمید

۱. گمراهی.
۲. بی انصافی.

فرهنگ فارسی

۱ - گمراهی انحراف. ۲ - بی انصافی.

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:ابیراهی

جمله سازی با بیراهی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 محمل آن کس که نه بر راه سلامت راند می کشد باز زمام وی ازان بیراهی

💡 بر او انجمن شد فراوان سپاه بسی کس به بیراهی آمد ز راه

💡 کیست کاو بر ما به بیراهی گواهی می‌دهد گو ببین آن روی شهرآرا و عیب من مکن

💡 چون مست و خراب آمد سجده گهش آب آمد فارغ ز ثواب آمد فرد از ره و بیراهی

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز