واژهی تلخوش ترکیبی است از دو جزء تلخ و وش که در مجموع به معنای تلخگونه یا شبیه به تلخ است. این ترکیب در ادبیات فارسی، بهویژه در اشعار کهن، بهعنوان کنایهای از شراب به کار رفته است؛ چرا که شراب با وجود طعم تلخ، حالتی مستیآور و جذاب دارد. برای نمونه، حافظ در بیت معروف خود به این واژه اشاره کرده است: «آن تلخوش که صوفی امالخبائثش خواند / اشهی لنا و احلی من قبلة العذارا» در این بیت، شاعر شراب را که صوفیان آن را امالخبائث (مادر پلیدیها) مینامند با وجود تلخی، گواراتر و شیرینتر از بوسهی معشوق میداند. بنابراین، تلخوش نه تنها یک توصیف ظاهری است، بلکه بار معنایی عمیقتری دارد و نماد چیزی است که با وجود دشواری و تلخی، جذاب و دلنشین است. برای آشنایی بیشتر با ترکیبات مرتبط، میتوان به واژهی تلخ و مشتقات آن در فرهنگهای لغت مراجعه نمود.
تلخ وش
لغت نامه دهخدا
تلخ وش. [ ت َ وَ ] ( ص مرکب ) تلخ گونه. تلخ مانند. و کنایه از شراب از جهت تلخیی که در آن است:
آن تلخ وش که صوفی ام الخبائثش خواند
اشهی لنا و احلی من قبلة العذارا.حافظ.رجوع به تلخ و ترکیبات آن شود.
فرهنگ عمید
۱. تلخ مانند، تلخ مزه.
۲. [مجاز] می، باده: آن تلخ وش که زاهد اُم الخبائثش خواند /... (حافظ: ۲۶ حاشیه ).
فرهنگ فارسی
تلخ گونه. تلخ مانند
تلخ مانند، می، باده، تلخ مزه
جمله سازی با تلخ وش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای جان شیرین تلخ وش بر عاشقان هجر کش در فرقت آن شاه خوش بیکبر با صد کبریا