شوریده هش

لغت نامه دهخدا

شوریده هش. [ دَ / دِ هَُ ]( ص مرکب ) شوریده عقل. شوریده مغز. معتوه. دارای شوریدگی هوش یا اختلال حواس. ( یادداشت مؤلف ):
برادرکش و بدتن و شاه کش
بداندیش و بدنام و شوریده هش.فردوسی.بداندیش گرگین شوریده هش
به یک سوی بیشه درآمد خمش.فردوسی.فژه گنده پیری است شوریده هش
بداندیش فرزند و هم شوی کش.اسدی.

فرهنگ فارسی

شوریده عقل شوریده مغز

جمله سازی با شوریده هش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به دور از مردم شوریده یا دور از اجتماع خشمگین نام رمانی از توماس هاردی نویسنده انگلیسی است. این اثر ابتدا با امضای گمنام در مجله کورنهیل در سال ۱۸۷۴ چاپ شد.

💡 سر از بیچارگی گفتم نهم شوریده در عالم دگر ره پای می‌بندد وفای عهد اصحابم

💡 صفیر بلبل شوریده و نفیر هزار برای وصل گل آمد برون ز بیت حزن

💡 نرسد هر سر شوریده به پای چو تویی گر به پای تو رسد هم سر موی تو رسد

💡 در پیرامون ایوان نیز بر روی گچ، شعرهایی از شوریده به خط نستعلیق نگاشته شده است، نخستین کلاه فرنگی در ایران نیز در این باغ به ثبت رسیده است. روبروی ساختمان نیز حوض سنگی بزرگی جای گرفته است.

💡 اشعار کتیبه دوم مربوط به شوریده شیرازی شاعر دوره قاجاریه می‌باشد. کتیبه سوم بیت اول آن تاریخ بنای ساختمان را مشخص می‌سازد چنین است. ز وزیر شه نصیرالملک راد / دائمش باغ ارم آباد باد

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز