لغت نامه دهخدا
بواطن. [ ب َ طِ ] ( ع اِ ) ج ِ باطن. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). ج ِ باطن و باطنة. ( ناظم الاطباء ).
بواطن. [ ب َ طِ ] ( ع اِ ) ج ِ باطن. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). ج ِ باطن و باطنة. ( ناظم الاطباء ).
= باطن
( اسم ) جمع باطن درونها نهانها: ( بر بواطن خلق احدی مطلع نیست. )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 معنايش اين است كه خدا امور خفيه و بواطن امور آسمانها و زمين را مى داند، تا بدين وسيلهاعلام كند كه اين كتابى كه او نازل كرد مشتمل بر اسرارى است كه ازعقول بشر پنهان است، و در اين بيان تعريض و تهديدى است به اينكه درمقابل جنايت هايشان كه يكى نسبت افتراء و خرافات به قرآن دادن است، مجازات دارند.
💡 قرآن براى تهذيب نفوس و تطهير بواطن از ارجاس طبيعت وتحصيل سعادت است (207)
💡 در اينكه فرق ميان (خبير) و (بصير) چيست ؟ بعضى گفته اند (خبير) به معنىآگاهى از بواطن و عقائد و نيات و ساختمان روحى انسان، و (بصير)
💡 همانگونه كه سابقا هم اشاره كرديم يكى از هدفهائى كه در قيامت پياده مى شود،برچيده شدن اختلافات در تمام زمينه ها، و بازگشت به توحيد مطلق است، چرا كه آنروز يوم البروز و يوم الظهور و روز كشف سرائر و بواطن و كشف غطاء و كنار رفتنپرده ها و آشكار شدن پنهانيها است.