لغت نامه دهخدا
احتلال. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) حلول. احتلال بمکانی؛ فرودآمدن بدان.
احتلال. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) حلول. احتلال بمکانی؛ فرودآمدن بدان.
احتلال بمکانی فرود آمدن بدان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اختلال تعادل (به انگلیسی: balance disorder) وضعیتی است که در آن فرد در هنگام انجام فعالیتهای معمول مانند ایستادن یا راه رفتن، احساس بیثباتی کند. این حالت ممکن است با سرگیجه، گیجی، یا احساس تحرک داشتن، چرخیدن یا شناور بودن همراه باشد. تعادل در نتیجه همکاری چندین سیستم بدن با یکدیگر پدید میآید؛ سیستم بینایی (چشمها)، سیستم دهلیزی (گوشها) و حس عمقی (احساس بدن از جایی که در فضا دارد) از سیستمهای تنظیم کننده تعادل هستند. انحطاط یا از دست دادن عملکرد در هر یک از این سیستمها میتواند منجر به احتلال تعادل شود.
💡 او نيز پذيرفت به اين ترتيب كچهی و ساير نواحی مطيع آن كه حاصل خيز و پر آب و علف بودند بدون هيچگونه نبردی به تصرف ایشان در آمد، اين احتلال جديد بدون جنگ توسط ولی عهد خان كلات جايگاه او را تثبيت نمود و لياقت مملكت داری خود را نشان داد نكته قابل توجه اين است كه فتح كچهی و ديگر نواحی مطيع آن در ايام حكم مير شيهک رند به وقوع پيوست و اين مهم ترين واقعه دوران حكم او هم ميباشد، با وفات زود هنگام مير شيهک رند پس از اين وقايع پسر ارشدش موسوم به مير چاكر جانشين او گرديد..