لغت نامه دهخدا
بتنهایی. [ ب ِ ت َ ] ( ق مرکب ) جداگانه.
بتنهایی. [ ب ِ ت َ ] ( ق مرکب ) جداگانه.
جدا گانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو سوی منظر آمد کس ندید او بتنهایی بکام دل رسید او
💡 دریغا چون تویی تنها بمانده بتنهایی درین صحرا بمانده
💡 فتنه کز خواب نبی بیدار شد او بتنهایی خود در کار شد
💡 زمی رنگ رخ آن ماه میتافت بتنهایی همه بر شاه میتافت
💡 یکی گفتش بتنهایی و خواری نه نانی نه زری چون میگذاری
💡 مبر بر سر بتنهایی جهان را که دلگیرست تنهایی جوان را