لائی اس

لغت نامه دهخدا

لائی اس. [ ُا ] ( اِخ ) لائی اوس. نام پادشاه اساطیری تب. پدر اُدیپ.

جمله سازی با لائی اس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا به اکنون لائیان بودند خلقان، چون ز عدل یک الف در لا درافزودند و "إِلّا"ئی شدند

💡 تو لائی در همه موجود گشته تو مقصودی از آن معبود گشته

💡 تو لائی عین الّا اللّه خوانند ترا مر عاشقان جز تو ندانند

💡 در فاصله کلوت‌ها زمین پوشیده از ماسه بادی است و در نقاطی که ماسه بادی نیست زمین از نوع رس لائی و رس است.

💡 تو لائی مر ترا اللّه دیدم ترا اعیان الّا اللّه دیدم

💡 نهان شو ازوجود خود بیکبار که از لائی وز لا پرده بردار

اذفر یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز