تفحص کردن

لغت نامه دهخدا

تفحص کردن. [ ت َ ف َح ْ ح ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پژوهش کردن. تجسس کردن. پی جویی کردن. کاوش کردن. بازجستن: بونصر با وی خالی کردو احوال تفحص کرد و معترف شد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 537 ). در آن ایام مردمی دیدمی که در مساقط اوراث تتبع و تفحص دانه ها میکردندی و در آن یکدانه ممکن و متصور نگشتی. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 326 ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) کاوش کردن جستجو کردن بررسی کردن.

جمله سازی با تفحص کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اولین شکل‌های دموکراسی مستقیم در سوئیس از قرن پانزدهم در شهرهای برن، لوتزرن، سولور و زوریخ برپا شد، جایی که مجالسی به نام ولکسان فرانگ یا تحقیق و تفحص ملی تشکیل می‌شد، گردهمایی شهروندان برای تصویب کردن تصمیمات مهم سیاسی.

💡 سوینج عثمان گیزی میرزایوا؛ وی که کار آموز چنگیز مصطفایف در تلویزیون ANS بود، با انتشار ویدیو اظهارات چنگیز در جلسه تحقیق و تفحص پارلمان در صفحه فیسبوک خود، پرده از اسراری در مورد کشتار خواجه‌لی برداشت که تا سال ۲۰۱۷ از مردم آذربایجان مخفی شده بود. وی نیز بارها تهدید به مرگ شده و دولت آذربایجان بارها سعی در محکوم کردن او در دادگاه داشت. در آخرین تلاش، دولت آذربایجان در سال ۲۰۱۵ علیه وی به اتهام جاسوسی و خیانت طرح دعوی کرد، اما به سبب اینکه وی شهروند آمریکا است و از حمایت تمام قد محافل حقوق بشری برخوردار است دولت آذربایجان ره به جایی نبرد.

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز